آن را به حال شده است برای سال 1970 جام جهانی, من نمی خواهد که متولد شده است. بدهی به ورزش به ندرت اجرا بسیار عمیق تر از آن است. پدر من بخشی از یک نرم افزار سی تولید واحد آماده ساعت پوشش از مکزیک, در حالی که مادر من مشغول به کار بود برای دیوید کلمن به عنوان او اهل انگلستان سقوط از افتخارات ’66. در نهایت – حسن نیت ارائه میدهد از برخی از آسمانی تراز – شماره تلفن و یا حداقل درست کلید پسوند رد و بدل شد.

بنابراین زمانی که 12 سال و سه جام جهانی بعد من وارد ورزش شد و نه فقط در اتر اما خیره در چهره. اکثر نوزادان باز چشم خود را به یک نگاه اجمالی از تسکین دهنده تلفن همراه و یا ستاره درخشان الگوهای مرتب هنرمندانه بر روی سقف اما جالب, اول من می توانید به یاد بیاورید پس از بیدار شدن این است که از سوپر باول ها. پدر در حال صرف یک فرصت مطالعاتی در اوایل دهه هفتاد در لس آنجلس تایمزکه در آن خود را ورزش ویرایشگر شد چاک Garrity بعد از لیگ ملی فوتبال است رئیس روابط عمومی. قبل از من می تواند راه رفتن چاک ارسال خواهد بر زمین mementoes از ما به امید کننده شور و شوق برای ورزش از گهواره.

این نیرنگ کار کرده است. شیفتگی با ورزش هرگز مجبور خواهد به عنوان آن را به نحوی بر خاست از درون. من به ندرت شادتر از زمانی که بلعیدن بحث گرم در المپیک سئول یا cajoling به بازدید پنج جداگانه newsagents در به امید پیدا کردن یک پانینی برچسب برای ذخیره برگشت حق در ایتالیا ’90. خاطرات قبرس تعطیلات که تابستان قاب تا حد زیادی توسط گری است و من را با دو گل برابر کامرون. برای دیدن واکنش های کوچک در داخل یک رستورانت لبنانی در نیکوزیا بود به شکل تصور, اما, لبخند, چگونه ورزش می تواند به شما احساس.

به همان اندازه وجود دارد یک حس تعجب است که مردم می تواند سند این همه برای زندگی. با تشکر از پدر من شیفت در جایگاهکه سر من دیدم در پشت شات در بعد از ظهر شنبه به عنوان vidiprinter میگردین من می نویسم به پردازنده Lynam درخواست خود را از دانش در داخل. او همیشه بخشنده به اندازه کافی برای پاسخ. ماشین سفر به مدرسه خواهد بود اغلب فلفلی با پدری نوستالژی در مورد رئیس ورزش و نویسندگان قدیم در آینه روزانه, که در آن پدر کار می کرد برای 20 سال است. من می اطلاعات در مورد پیتر “مرد آنها نمی تواند تهوع” ویلسون و او را جانشین فرانک McGhee سرزنش در ستون خود در لس آنجلس بازی های المپیک برای عدم درک کنند که او هشت ساعت پشت.

برای نگه داشتن همان نقش را در این روزنامه که در آن من شروع به 16 سال پیش است عمیقی افتخار. همه ما شده اند گرسنگی از ورزش در این سال در راه ما هرگز تصور امکان پذیر است اما عدم وجود آن ایمان را در قلب رشد fonder. مرحله بعدی این است که پیروز آن مرمت که در آن استادیوم می توانید با درجه تبدیل شود از شبح مانند اکو-اتاق به پختن دیگ یک بار دیگر. این فصل من نمی توانم صبر کنید برای شما به ارمغان بیاورد.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.detny.im